حسن حسن زاده آملى
282
هزار و يك كلمه (فارسى)
سخت نيز گرفتارند و بالاخره در معرض هلاكت و شقاوت ابدى هستند و اين خصوصيت در مثل اول نبود ، زيرا كه فقط فرموده بود مثل آنها مثل كسى است كه آتشى براى او روشن شده اطراف خود را ببيند و فورا خاموش شود . و در مثل دوم رعد و برق و صاعقه نيز هست و چشم و گوش آنها را به اضطراب مىآورد و ترس آن دارند كه صاعقه از آسمان بيايد و آنها را بسوزاند و همان آتشى كه در مثل اول موجب راهنمايى آنها بود در اينجا تبديل به برق شده و اگرچه اطراف آنها را روشن مىكند ولى با اين منفعت ضرر عمده را نيز دربر دارد كه به واسطهء شدت ، نزديك است نور را از چشم آنها بربايد و كورشان كند . پس مصائب آنها چند چيز است : اول تاريكى ، دوم صداى رعد براى گوش ، سيم روشنايى برق براى چشم ، چهارم صاعقه براى جان آنها . مطلب سيم « بكم » در آيه هفدهم جمع ابكم به معنى گنگ و لال است كه سخن نتواند بگويد ؛ چنانكه معروف است و در مجمع البحرين و ساير لغات نوشته شده ، و ليكن در تفسير على بن ابراهيم گويد « بكم » كور مادرزاد است و عمى كورى كه با چشم متولد شده و بعد كور شود و مقصود ما از نقل اين كلام آن است كه مردم بدانند هيچ كس نبايد به علم خود مغرور شود و اين مفسر با اين جلالت و علم چگونه يك لغت مستعملى كه از غرائب لغات نيست اينگونه غلط معنى كرده و سهو براى همه كس جائز است جز خدا و معصومين عليهم السلام و اگر اين لغت غير مشهورى بود اشتباه در آن چندان عجيب نمىنمود . مطلب چهارم در تفسير برهان از عمرو بن شمر از جابر جعفى حديثى نقل كرده و موافق اين حديث حال منافقين را در زمان پيغمبر و بعد از رحلت آن حضرت مثل مىزند كه در زمان او خود حضرت پيغمبر نور است و بعد از رحلت او نور برداشته مىشود و ايشان در ظلمت مىمانند و فضل اهل بيت را نمىبينند ، ولى آنچه ما گفتيم اين بود كه در زمان آن حضرت هم در ظلمت هستند و گاهى فى الجمله رغبتى به دين